العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

670

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

كند از عين مال ميت اداى دين او كنند زن نيز نمىتواند وارثان را مجبور كند از عين غير منقول حق او را بدهند و حق نداشتن زن از زمين بمعنى حق نداشتن از خصوص عين است نه از ماليت آن از اين جهت گوييم هر حق و اولويت كه ميت در زمين داشته كه به ازاى آن مال مىدهند بايد در قيمت آورد و سهم زن را داد و آن را از قسمت هوائى محسوب داشت مثلا حق آب از رود خانه يا قنات و حق تحجير و حق حريم و مرتع و زراعت ندرويده و ريشه يونجه و اسپرس و درخت و زراعت سرپا و ميوه با اعتبار آن كه حق بقا داشته باشند در زمين مجانا و حق منافع در املاكى كه ميت اجاره كرده و مدت آن باقى است مانند سرقفلى و حق اولويت در اراضى مفتوح العنوه كه عمده ثروت مردم عراق بوده و هست همه از اموال ميت است و به مقتضاى آيه قرآن زن از آن حق دارد و روايات مخالف آن نيست چون روايات از ماليت و مقدار ارث زن نكاست بلكه حقى مانند حق شفعه براى وارثان ثابت كرد كه از شريك اجنبى رفع مزاحمت كنند و جمع بين دو حق بايد كرد . شهيد ثانى در شرح لمعه فرموده است هوائى را به اين قيود و اعتبارات قيمت بايد كرد با هيئت و تركيب موجود سر پا نه مصالح خراب شده و نيز با اين قيد كه بنا يا درخت حق داشته باشد در اين زمين بماند تا خراب شود نه خرابش كنند و اين كه مجانى بماند نه آن كه اجرة المثل زمين بدهد و با اين قيود مىتوان گفت زمين هيچ قيمت ندارد خصوصا با عمارات محكم كه صدها سال مىماند و درختان دراز عمر مانند درخت زيتون و در مسالك گويد زمين باغ